امام جواد علیهالسلام: تا هنگامی که سپاسگذاری بندگان ادامه دارد نعمتهای
خداوند قطع نمیشود.
همه ما آروز داریم که زندگی سرشار از خوشی و سلامت داشته باشیم،برای این که به این خواسته برسیم نیازمند جامعه ای سالم هستیم و برای این که جامعه ای سالم داشته باشیم باید مسائلی را که می تواند به جامعه ما آسیب بزند را بشانسیم و همه با هم جهت از بین بردن این آسیب ها تلاش نماییم..
مسائلی که می تواند به یک جامعه ضرباتِ کُشنده ای وارد کند عبارتند از:
1:گناه علنی:گناه به معنی خلاف است و در اسلام هر کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد،گناه است.خواه آن کار خلاف کوچک باشد و خواه بزرگ باشد،اگر این گناه از کسانی که مسئولیتی داند سر بزند گناه آن بیشتر می باشد چون باعث می شود که زشتی آن گناه از بین برود و دیگران نیز به آن تمایل پیدا کنند و آن را انجام دهند همان گونه که خداوند می فرماید:
اى همسران پیامبر!شما همچون یکى از آنان«زنان»معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید،پس به گونه اى هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند،و سخن شایسته بگویید«1»
اگر گناه از زنان پیامبر سر بزند بیشتر می تواند جامعه را آلوده سازد چون انتساب به پیامبر دارند همچنین است اگر کناه از یک کارمند سر بزند بیشتر می تواند افکار ارباب رجوع را به سوی گناه سوق دهد آن ها با خود می گویند این که کارمند دولت جمهوری اسلامی است این گونه گناه می کند پس ما چرا گناه نکنیم؟اگر گناه از یک روحانی صادر شود خیلی بیشتر می تواند جامعه را به سوی فحشا بکشاند تا این که از یک شخص عادی سر بزند،اگر گناه از پدر یا مادر سر بزند بیشتر می تواند فرزندان را به گناه بکشاند تا این که از دیگران صادر شود ...
گاهی خندیدن به گناه دیگران موجب می شود که آن گناه علنی شود و زشتی گناه از بین برود و دیگران نیز به راحتی مرتکب آن گناه شوند مانند همین برنامه خنده بازار که به راحتی دیگران را مسخره می کنند این در حالی است که مسخره کردن دیگران یکی از گناهان می باشد،خلاصه اگر کناهی در جامعه ای صورت بگیرد و دیگران نسبت به آن موضع گیری نکنند به مرور زمان زشتی آن گناه از بین می رود و دیگران نیز به صورت علنی آن گناه را انجام خواهند داد و تکرار گناهان متعدد می تواند جامعه را به سوی سقوط پیش ببرد همان گونه که رسول گرامی اسلام می فرماید:
گناه پنهانى تنها به گناه کار ضرر می زند،ولى گناه علنى موقعى که مورد تنفر و سرزنش جامعه قرار نگیرد،ضرر عمومى دارد«2»
2:شایعه سازی:همواره همه مردم جامعه طالب حق نیستند،گروهى بى ایمان یا سست ایمان و هواپرست و جاه طلب وجود دارند که فقط منافع نامشروع خود را مى بینند و دست به تحریک افکار عمومی مى زنند و از حربه هاى فریب و نیرنگ و دروغ و تهمت و شایعه پراکنى بهره مى گیرند..مثلا شایعه می کنند برنج فردا قیمتش بالا می رود تا بتوانند برنجشان را به قیمت گران بفروشند،یا مثلا شایعه می کنند که چای قیمتش سه برابر می شود تا بتوانند چای خود را به دو برابر قیمت بفروشند و..
و گاهی سعی می کنند نسبت به افراد موثر و مفید جامعه شایعه سازی نمایند و با انتشارا شایعات بی اساس افراد مفید جامعه را خراب جلوه دهند تا از این رهگذر به اهداف پلید خود برسند،در این جا است که باید مردم بصیرت داشته باشند و ببنند این حرف ها از حلقوم چه افرادی بیرون می آید،و هر خبری که شنیدند تحقیق نمایند همان گونه که خداوند می فرماید:
اى کسانى که ایمان آورده اید!اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد،درباره آن تحقیق کنید،مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید«3»

منابع:
1:یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا«سوره احزاب آیه 32»
2:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ الْمَعْصِیةَ إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تَضُرَّ إِلَّا عَامِلَهَا وَ إِذَا عَمِلَ بِهَا عَلَانِیةً وَ لَمْ یغَیرْ عَلَیهِ أَضَرَّتْ بِالْعَامَّةِ«قربالإسناد، ص26»
3:یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ«سوره حجرات آیه 6»
کلمات زشت و زننده با هم رد و بدل مى کردند،با کف دست بر پشت یکدیگر مى زدند،قمار مى کردند،بازی هاى بچه گانه داشتند،مخصوصا سنگ هاى کوچک به یکدیگر یا به عابران پرتاب مى کردند،انواع آلات موسیقى را به کار مى بردن،و حتى در حضور جمع بدن خود را برهنه و گاه کشف عورت مى کردند.«1»
آن ها به سوی هر کسى که رد مى شد سنگریزه پرتاب مى کردند و او را به باد مسخره مى گرفتند«2»
تا جایی که خداوند در باره این گروه می فرماید:
قومى که روى زمین را به فساد و تباهى کشیده اند،اخلاق و تقوى را بر باد داده اند،عفت و پاکدامنى را پشت سر انداخته اند،عدالت اجتماعى را زیر پا نهاده اند،و شرک و بت پرستى را با فساد اخلاق و ظلم و ستم آمیخته اند،و نسل انسان را به فنا و نیستى تهدید کرده اند
خداوند پیامبری را بین این قوم فرستاده بود و او از جان و دل برای هدایت آن ها تلاش می کرد و نهایتا این گونه با خدای خود مناجات کرد:
لوط عرض کرد:پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یارى فرما«3»
وقتی که جامعه به سوی فساد گام بردارد و صدای دلسوزانه پیامبران و مبلغان دین را نشنود سرگذشت این می شود که باید روی سر مردمش سنگ ریخت همان گونه که خداوند این گونه دعای حضرت لوط را مستجاب نمود:
ما بر اهل این شهر و آبادى به خاطر گناهانشان،عذابى از آسمان فرو خواهیم ریخت و از این آبادى نشانه روشنى و درس عبرتى براى کسانى که مى اندیشند باقى گذاردیم!«4»
همان گونه که خداوند فرموده است در این داستان برای اندیشمندان درس عبرتی می باشد،اندیشمندان باید آسیب های جامعه را شناسایی کرده و در مقابله با آن تلاش کنند با توجه به این که برخی از آسیب های زمان حضرت لوط امروز هم وجود دارد«همانند رد و بدل شدن کلمات زشت،با کف دست به پشت هم زدن،پرتاب اشیاء به یکدیگر،آلات موسیقی،هم جنس بازی و...»
شناسایی آسیب های اجتماعی ان شاالله در پست های بعدی ..همراه ما باشید!!
سوالاتی که در وبلاک راه فضیلت مطرح می شود در وبلاک جواب پاسخ داده می شود برای دیدن وبلاک جواب روی کلمه جواب کلیک کنید جواب
منابع:
1:سفینه البحار ج 2 ص517
2:قال رسول الله:کانوا یخذفون من یمر بهم و یسخرون منه«تفسیر قرطبی ذیل آیه 29 عنکبوت»
3:قالَ رَبِّ انْصُرْنی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدینَ«عنکبوت آیه 30»
4:إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ*وَ لَقَدْ تَرَکْنا مِنْها آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُون«سوره عنکبوت آیه 34 و 35»
همان گونه که در مطالب قبلی به بعضی از علت های افسردگی اشاره کردم،در این مطلب می خواهم آخرین علت های افسردگی را خدمت شما بنویسم |
همان گونه که در مطالب قبلی به راه کارهایی جهت غلبه بر افسردگی اشاره کردم در این مطلب میخواهم به دیگر علت های افسردگی بپردازم.. |
همان گونه که در مطالب قبلی به برخی از علت های افسردگی و راه درمان آن اشاره کردیم در این مطلب نیز به ادامه مطالب قبل خواهیم پرداخت |
یکی از بیماری های روانی که بسیار شایع نیز می باشد بیماری افسردگی می باشد که در مطالب قبلی به چند مورد از علت های این بیماری و راه درمان آن اشاره ای شد در این مطلب نیز میخواهم به علت های دیگر این بیماری بپردازم: |
همان گونه که در مطالب قبلی بیان شد افسردگی یکی از بیماری های بسیار خطرناک روانی می باشد و گاهی این بیماری انسان را تا مرز خودکشی پیش می برد در مطلب قبلی دو مورد از علت های افسردگی و راه درمان آن بیان شد و در این مطلب می خواهم ادامه علت های افسردگی و راه های درمان آن را بنویسم ان شاالله که موثر باشد.
علت افسردگی و راه درمان آن:
1:خود بینی:تفکر غلط،این که همه افراد اجتماع ضرورتا باید او را دوست بدارند،یا به عبارت دیگر همه کس باید از او راضى باشند و حتى یک نفر از او ناراضى نباشد،اضطراب دائمى را براى فرد به وجود مى آورد و رفتار غیر منسجم و مطابق میل دیگران را انجام مى دهد و هر روز به رنگى در مى آید.
و همیشه این سوال در ذهن او جاری است که چرا همه مرا دوست ندارند؟برای این که همه مردم من را دوست داشته باشند چه کنم؟
این گونه تفکر غلط می باشد حتی خداوند و پیامبر هم که همه خوبی ها را دارند برایشان دشمنانی وجود دارند یعنی افرادی وجود دارند که آن ها را دوست ندارد همان گونه که خداوند می فرماید:
کسى که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد«کافر است و»خداوند دشمن کافران است«1»
پس انسان باید سعی کند کارهای خوب انجام دهد و به همه احترام بگذارد ولی نباید توقع داشته باشد که همه خوبی های او را درک کنند و او را دوست داشته باشند،
2:عدم استقبال مردم از او:عده اى همیشه نتیجه گیرى شتاب زده دارند،مثلاً سلام نکردن فردى یا پاسخ سلام ندادن فردى را حمل بر بى اعتنائى به خود مى دانند و این موضوع را آن قدر در ذهن خود بزرگ مى کنند که آن مانند بهمنى مى شود و خود را زیر فشار این گونه بهمن ها خرد مى کنند.این افراد این احتمال که ممکن است آن شخص متوجه نشده باشد یا گرفتار بوده و نشنیده یا ندیده را،کمتر مورد توجه قرار مى دهند؛ این گونه آدم ها عمدتا چنین تفکرى را دارند و بالنتیجه همیشه از این و آن مى ترسند و غمگین و مضطرب و افسرده مى شوند. چنین تفکراتى کم نیستند و بسیارند.
در حالی که خداوند در قرآن کریم برای جلو گیری از این گونه از تفکرات می فرماید:
و آنها که بخاطر ذات پاک پروردگارشان شکیبایى مى کنند و نماز را برپا مى دارند و از آن چه به آن ها روزى داده ایم،در پنهان و آشکار، انفاق مى کنند و با حسنات، سیئات را از میان مى برند پایان نیک سراى دیگر،از آن آن ها است«2»
این قسمت از آیه شریفه«با حسنات، سیئات را از میان مى برند» مورد استدلال می باشد،خداوند می فرماید کسانی که زندگی نیک و خوش دارند کسانی هستند که بدی های مردم را با خوبی جواب می دهند مثلا در همین مورد:سلام نکردن و یا پاسخ سلام ندادن را با افکار خوب برای خود حلاجی می کنند و می گویند احتمالا آن شخص نشنیده است و یا متوجه نشده است و آن را پای بی اعتنایی و بی احترامی او نمی گذارند و وقتی کسی این گونه فکر کند دیگر خود خوری نمی کند،به خودش شک نمی کند و آرامش را از خودش نمی گیرد...پس بهترین راه این است که همیشه بدی را با خوبی جواب بدهیم همان گونه که خداوند می فرماید:
بدى را به بهترین راه و روش دفع کن و پاسخ بدى را به نیکى ده! ما به آن چه توصیف مى کنند آگاه تریم«3»

جهت دیدن تصویر در اندازه بزرگتر و با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید
منابع:
1:مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرین«سوره بقره آیه 98»
2:وَ الَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّار«سوره رعد آیه 22»
3:ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَصِفُوف«سوره مومنون آیه 96»
افسردگى،از شایع ترین بیمارى های روانی است که علایم آن عبارتند از:یاس و ناامیدى،در خود فرو رفتگى،بى اشتهایى،اشکال در خواب و در رفتار جنسى،گوشه گیرى و انزوا گزینى.متاسفانه این گونه بیماران تمایل به خودکشى دارند که تعدادى از آن ها دست به این کار مى زنند و متاسفانه از بین مى روند.
عده اى از روان شناسان اضطراب و افسردگى را ناشى از یک تفکر غیر منطقى مى دانند که عمدتا در طول زندگى آموخته شده است.این عده اعتقاد دارند که وقتى تفکرى غلط بود رفتار غلط را در پى خواهد داشت و افراد مضطرب و افسرده عمدتا تفکرات غلط دارند.
علت های افسردگی:
1:توقّعات نادرست:تفکر این که همه چیز باید بر وفق مراد باشد و 100 درصد همه کارها درست انجام شود.به عبارت دیگر تفکر همه یا هیچ.
این افراد مى گویند یا نباید کارى انجام شود و یا اگر قرار شد کارى انجام شود باید 100 درصد درست انجام گردد و چون چنین وضعیتى همیشه امکان ندارد،لذا در موارد متعددى با شکست مواجه مى شوند و افسرده مى گردند و قبل از شروع به کار و در هنگام کار با تفکر تکرار شونده ای مانند این که نکند این بار هم موفق نشوم،در اضطراب به سر مى برند و در اثر اضطراب زیاد و فرو خوردن خشم و عصبانیت بیش از حد به بیمارى جسمى فشار خون،زخم معده،سردرد و... مبتلا مى شوند که به نام بیماری هاى روان تنى موسوم هستند.
درمان:
در روایت بسیار زیبایی از رسول گرامی اسلام نقل شده است که حضرت فرمودند:
آن چه تمامش درک نگردد،تمامش ترک نگردد«1»
معنای این روایت این است که اگر در کاری موفق نشدی آن را با تمام و کمال انجام بدهی سعی نکن از آن کار نا امید شوی و به طور کامل ترک کنی.در این صورت هر اندازه برایت مقدور بود انجام بده.
مثلا شخصی تصمیم می گیرد از امروز نماز هایش را به موقع بخواند و با جدیت کار را شروع می کند و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را می خواند ولی برای نماز صبح خواب می افتد و بعد نا امید می شود و با خود می گوید این چه نماز خواندنی است؟من که موفق نشدم نماز صبح را بخوانم و لذا این تفکر او را به به سمتی می کشد که کلا نماز را ترک می کند،و اگر این کار چند بار تکرار شود تبدیل به بیماری افسردگی می شود،و شخص همیشه خودش را گناه کار می داند.
این در حالی است که رسول گرامی اسلام فرموده است اگر موفق نشدی کاری را به اتمام برسانی و 100 درصد انجام دهی سعی کن آن کار به طور کامل ترک نکنی و هر اندازه برایت مقدور بود انجام دهی.
2:احساس تنهایی:گاهی انسان می خواهد کار خوبی انجام دهد ولی دیگران او را حمایت نمی کنند و....حمایت نکردن دیگران او را غم گین و غصه دار می سازد و گاهی خیال می کند که او در این دنیا تنها است و کسی او را درک نمی کند،ولی باید از این گونه تفکرات دست برداشت همان گونه که مولای متقیان امیر المومنین می فرماید:
اى مردم! در پیمودن راه حق،از کمى همراهان مهراسید«2»....

سوالاتی که در وبلاک راه فضیلت مطرح می شود در وبلاک جواب پاسخ داده می شود برای دیدن وبلاک جواب روی کلمه جواب کلیک کنید جواب
منابع:
1:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صل الله علیه و آله:ما لا یدرک کله لا یترک کله«عوالی اللآلی، ج4، ص58»
2:قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ علیه السلام:أَیهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ«نهج البلاغه، خطبه 201»
نقل مى کنند که در زمان هاى گذشته شخصى دچار بیمارى افسردگى شده بود،و روز به روز بیمارى اش بدتر مى شد.حکیمى به او گفت:
اگر فرد بى غم و غصّه اى را بیابى،و پیراهنش را بگیرى و بر تن کنى،بیمارى ات بهبود مى یابد
اطرافیان بیمار دست به جستجو و تفحّص در بین بستگان و همسایگان و آشنایان و دیگر همشهریان زدند،امّا با هر کس گفتگو مى کردند او را داراى غصّه و مشکلى مى یافتند.به ناچار دامنه تحقیقات را به خارج از شهر،به روستاها و بیابان ها کشاندند،و شب و روز مشغول پرس و جو از این و آن شدند.
امّا هر چه بیشتر تلاش مى کردند،نتیجه اى نمى گرفتند،و کم کم گرد وغبار یأس و ناامیدى چهره آن ها را فرا گرفت،تا این که روزى در بیابان چوپانى را دیدند که شاد و خوشحال مشغول نواختن نى و رقص و شادمانى است.
برق امید در چشمانشان درخشید،به نزد او رفتند و از غم و غصّه و مشکلاتش پرسیدند.او نه مشکل همسر داشت،نه مشکل فرزند،نه مشکل همسایه،نه مشکل ادارى،نه مشکل مسکن،نه مشکل بیمارى،نه مشکل بدهى،و نه هیچ مشکل دیگر.گفتند:
ما نیاز به پیراهن تو داریم، که بر تن بیمارمان کنیم تا شفا یابد.
چوپان گفت:متأسّفانه من پیراهن ندارم!بیمار افسرده دل هنگامى که فهمید در دنیا هیچ انسان بى مشکلى را نمى توان پیدا کرد بر افسردگى خود غلبه کرد و با اطّلاع از ناملایمات و مشکلات دیگران،افسردگى خود را فراموش کرد.«1»
این قصّه چه واقعى باشد یا یک افسانه،در هر حال حاکى از حقیقت انکارناپذیرى است که آیه شریفه به آن اشاره دارد؛ و آن اینکه:تمام انسان ها داراى رنج ها و ناراحتی ها و مشکلاتى هستند. و خداوند براى توجّه دادن ما به این حقیقت سوگند یاد کرده و فرموده:
سوگند به شهر مقدّس کعبه،که مسکن و مأواى رحمةً للعالمین است،و قسم به حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل،و سوگند به حضرت آدم و فرزندانش،که ما انسان را در رنج و زحمت و سختى و مشقّت آفریدیم.«2»

ان شاالله در مطالب بعدی به علت افسردگی و راه های درمان این بیماری خواهم پرداخت
منابع:
1:سوگندهای پربار قرآن تالیف آیت الله مکارم شیرازی ص 243
2:لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ«سوره بلد آیه 4»
با کمک خداوند متعال در مطالب قبلی مطالبی را در مورد استغفار بیان کردیم از جمله:اهمیت استغفار،فواید دنیایی استغفار،فواید آخرتی استغفار،و زمان استغفار.
سوال:آیا همین که گفتیم استغفر الله ربی و اتوب الیه گناهان ما بخشیده می شود؟
پاسخ: خیر استغفار کردن شرایطی دارد که عبارتند از:
1:پشیمانی از گناه:استغفار کردن و گفتن ذکر استغفر الله ربی و اتوب الیه زمانی گناهان انسان را به طور کامل از بین می برد،و همه آن منافعی که قبلا ذکر کردیم را دارد،که گفتن این جمله همراه با پشیمانی قلبی باشد همان گونه که از مولا و سرور متقیان امیر المومنین نقل شده است که حضرت فرمودند:
شخصی نزد امیر المؤمنین علیه السلام گفت:استغفر الله،امام علیه السّلام فرمود:مادرت به عزایت بنشیند،آیا مى دانى استغفار چیست؟استغفار مرتبه بزرگان است و آن اسمى است که بر شش معنى واقع است:1:پشیمانى بر گناهى که انجام شده است.
2:تصمیم بر ترک گناه:گناه مانند لکه های سیاهی است که روی پارچه سفید باشد.زمانی پاک کردن این لکه ها فایده دارد که انسان دوباره این پارچه را لکه دار نکند.
اگر فقط زبانا بگوید من این لکه را پاک می کنم ولی عملا کاری انجام ندهد مطمئنا این لکه باقی خواهد ماند،استغفار نیز همانند همان لکه پاک کن می باشد زمانی موثر است که در مرحله عمل انسان تصمیم بگیرد که دیگر آن گناه را انجام ندهد،همان گونه که امیر المومنین در ادامه روایت می فرماید:
استغفار یعنی این که تصمیم به بازنگشتن همیشگى به گناه داشته باشی.
3:ادای حقوق مردم:کسی که گناهش تعدی به حقوق مردم می باشد و او با گناهانی مانند کلاه برداری،اختلاس،رشوه،دزدی،و....حقوق دیگران را ضایع کرده است،استغفار زبانی برایش فایدهی ندارد و دردی را دوا نمی کند بلکه باید حقوق مردم راه ادا کند تا استغفار در او موثر باشد همان گونه که امیر المومنین در ادامه همان روایت می فرماید:
اگر گناه مربوط به پایمال کردن حقوق مردم بوده باید حقوق آنان را پرداخت،تا انسان خدا را در هنگام حساب با پاکى و بدون داشتن حق کسى بر گردنش ملاقات کند
4:محو کردن آثار جرم:گاهی گناه انسان این است که واجبات الهی را رعایت نکرده است،مانند این که اهل نماز نبوده است،یا اهل روزه نبوده است،یا اهل خمس و زکات نبوده است.استغفار زمانی این گناهان را از بین می برد که انسان قضای این عبادات را انجام دهد همان گونه که حضرت در ادامه این روایت می فرماید:
استغفار یعنی،قصد کردن به اداء و جبران هر فریضه اى که ترک و ضایع شده تا حقش اداء شود«قضایش بجا آورده شود
5:ادای حقوق خداوند:حق خداوند این است که با پاهایی عبادت شود که به سوی گناه نرفته باشد،با دستی عبادت شود که این دست در گناه فرو نرفته باشد،با زبانی عبادت شود که از آن گناهی صادر نشده باشد،با گوشی عبادت شود که تا کنون گناهی را نشنیده است،و انسان گناه کار باید جسمش را نیز برای خداوند تطهیر نماید به این صورت که امیر المومنین در ادامه روایت می فرماید:
استغفار یعنی:هر مقدار از گوشت بدن که از راه حرام و گناه روئیده شده باید به خاطر اندوه خوردن بر گناه انجام شده،آن گوشت را آب کرد تا جایى که پوست به استخوان چسبیده و دوباره گوشت تازه اى روئیده شود.
6:تلخ کردن کام نفس:مدت ها نفس با شیرینی گناه کام گرفته است و عاشق گناهان شده است و برای این که استغفار در انسان موثر باشد باید مدتی با انجام ندادن گناه کام نفس را با تلخی درمان نمود همان گونه که حضرت در ادامه روایت می فرماید:
بدن را باید از درد و رنج طاعت و اعمال خوب چشانید چنان که شیرینى گناه را چشیده است.در این هنگام است که مىتوانى بگوئى:استغفر الله

منابع:
ِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّ قَائِلًا قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّینَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى یَلْصَقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه«نهج البلاغه،حکمت 417»