وبلاگ :
راه فضيلت
يادداشت :
استغفار در كلام خداوند
نظرات :
9
خصوصي ،
164
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
SiNA Hp
باران باريد و مرا شست...
مرا که بسيار خسته بودم و باران مي خواستم...
من که به خيابان آغشته بودم...
و آسماني که بالاي سرم بود...
حتي نامم را نمي دانست...
...وقتي باران باريد...
نامم را گفتم...زير لب و باران مرا تکرار کرد
در تمام قطره هايش...
باران که بند آمد...من تازه شده بودم
شبيه آدمي که به تازگي ...آفريده شده باشد
و...
روي زمين...
به دنبال نشاني خانه دوستي مي گردد...
پاسخ
سلام عليكم از اين كه وبلاك راه فضيلت تشريف آورديد و نظر لطفتون را نوشتيد از شما كمال تشكر را دارم ان شاالله از استغفار كنندگان باشيم